.
 
 
..
 

بگو بیاید بهار

کجا

به این شهر ما

نگو برادر نگو

اگر بیاید ، تمام آنچه از در ذهن ماست

فروبریزد

چرا؟

بهار آیا برای این همه سمی که در هواست

معجزه دارد

نخیر

بهار آیا برای تشنگی دشت

ایر بیارد

نخیر

بگو نیاید بهار

بگو نیاید بهار

 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم اسفند ۱۴۰۳ساعت 11:43  توسط ..  | 

تقویم سال 1403 هم با تمام تلخی ها و فرازو نشیبهایش می رود تا بایگانی شود.

حس و حالی برای بهاریه نوشتن و دمیدن بر طبل امیدواری و آرزوی بهروزی نیست.چنانکه پار و پیرار هم چنین بوده.

غرض درد دلی ست با اهل دل که در این قحط سال مروت و انصاف که مروجان اخلاق و ناهیان منکر با ناپختگی ها و کژ اخلاقی ها کمر به کشتن خردک شراره های معنویاتی بسته اند که در اجاق ذهنمان هنوز ته مانده ای گرمایش باقی مانده ، امید دارم که چنانکه رویه پار و پیرار و پیرارها بوده بیایید چراغ معنویت و اخلاق را روشن نگه داریم.

تاریخ از این نوع این بزک کردگان و وارونه پوستین پوشیدگان و ادا و اطوار کریهشان بسیار دیده و حتی شاید پوزخندی زده اما آنچه باقی می ماند معرفت و اخلاقیات است .

به قول سعی علیه الرحمه

این همان چشمه خورشید جهان افروزست

که همی تافت به آرامگه عاد و ثمود

 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم اسفند ۱۴۰۳ساعت 11:32  توسط ..  | 
  بالا